H.B.D

نه اینکه بخوام روز تولدمو خیلی بزرگ کنم اما نمی دونم چرا امسال دوست داشتم همه بهم تبریک بگن. خودم از تبریک گفتن و تبریک شنیدن خوشم نمیاد اما ایندفعه فرق می کرد. دوست داشتم حس کنم برای بقیه هنوز وجود دارم و این انزوا و خلوت گزینی منو از یادها نبرده. می دونین ، بعد از سال ها این دو ماهه ی تابستون ، اول بار بوده که تا این حد تنها شدم که البته مقصر خودم هستم که تنهایی رو ترجیح دادم. لکن باکی نیست. شاید نیاز داشتم.

خب تعدادی توی فیص بوک تولدمو تبریک گفتن که تعدادشون بیشتر از انتظارم بود. یه نفر هم تو مسنجر و یکی هم با اس ام اس. خانوم دکتر هم که همینجا کامنت گذاشت. البته خیلیا روز تولدمو نمی دونستن ولی من کلا از همه کسایی که می دونستن و الان می دونن که امروز تولدم بوده تشکر می کنم. اینکه هنوز براشون وجود دارم واقعا خوشحالم می کنه.

دوست داشتم درباره بحث وجود و اگزیستانسیالیسم هم بنویسم اما برای فلسفه نویسی تبحر لازم رو ندارم. خلاصه در آخر بگم که بیست و سومین سی مرداد هم برای من گذشت و همچنان با سی مردادهای گذشته تفاوتی نکردم. اما امیدوارم سال آینده وضع فرق کنه. امیدوارم برای همه اینطوری باشه.

پی نوشت: من بیست و دوتا بیست و نه مرداد رو گذروندم و فردا بیست و سومین سی و یک مرداد رو تجربه می کنم. حالا من چند سالمه؟!

5 دیدگاه در “H.B.D

  1. ایشالا ایشالا…ای بابا خواهش میکنم,نگو اصلا” وظیفه بود!این تعیین سن خیلی پیچیده ست دخترا راحتن ۱۶ ساله میموندی همیشه!

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۲۰:

    اِ این چه حرفیه. ایشالا تولدتون جبران کنیم.
    ای بابا ، ما که تو همین جوونی پیر شدیم!

    [پاسخ]

  2. :roll: تولدت مبارک. :roll:

    الان شما بیست و دو سال و یک روزتون هست، به عبارتی رفتید که روزهای بیست و سه سالگی رو پر کنید.

    میگن شب قدر تقدیر ما تا یک سال دیگه رقم می خوره، التماس دعا.
    امیدوارم همیشه با خدا باشید.

    راستی، یه سوال کوچولو : تبهر با تبحر؟

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۲۱:

    خیلی ممنون و تشکر.
    البته تبحر! من هرجا تو دیکته ی لغات شک داشته باشم سرچ می کنم ولی اینو یادم رفت. گفتم تبهر از ماهر میاد دیگه. به هر حال ممنون از تذکر.

    [پاسخ]

    M.B پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۱۴:

    مطمئنم که همینطوره. کمتر نویسنده ای دیدم که زبان و ادبیات فارسی رو خوب بلد باشه که خوشبختانه شما هم جزء همون دسته قلیل هستید.
    یکی دوتا طبیعیه تو هزارتا . . .
    موفق باشید

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۴۴:

    البته شما لطف دارین. من فقط سعی می کنم غلط املایی نداشته باشم وگرنه زیاد قواعد رو هم رعایت نمی کنم.

  3. من به یه چیزی اعتقاد دارم شدید… اونم اینکه وقتی کسی تاریخ های مهم زندگیش با یه تاریخ مقدس همزمان میشه اون آدم حتما آدم خوبیه… مثلا تاریخ فوت پدربزرگم که دقیقا روز عید غدیر بوده…(مثالهاش خیلی زیاده) امسال تولدت با شب قدر یکی شده بود… میدونم میگی سال قمری میچرخه و این حرفا ولی به نظر من آدمی که خوب نباشه لیاقتشو نداره که حتی اتفاقی و شانسی تاریخ تولدش با همچین شب مقدسی همزمان شه…
    قدر خودتو بدون… یه جور دیگه به خودت نگاه کن
    تولدت مبارک :roll:

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۲۲:

    مرسی. البته تولد من طبق تقویم شب قدر بوده ولی روزاش به هم خورد دیگه. در کل یعنی آدم خوبی نبودم!

    [پاسخ]

  4. به به به تولدت مبارک ایشالا که به هرچی که می خوای و واست خوبه برسیو موفق باشی :roll:

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۴۳:

    ممنون. همچنین

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

@-: :wink: :twisted: :roll: :oops: :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :d :cry: :arrow: :?: ::-O ::) :-| :-x :-o :-P :-D :-? :) :( :!: