پسرخاله شدند

پسرخاله ام اومده بود خونه امون و داشت به کتاب های کتابخونه نگاه می کرد. یه دفعه برگشت گفت:

مهدی رو خیلی دوست داری؟

یا خدا، مهدی دیگه کیه. دوسِش دارم؟ من که مشکل اخلاقی نداشتم این چی میگه.

-: مهدی؟ مهدی کیه دیگه؟

-: مهدی دیگه… اخوان ثالث

-: جان؟

4 دیدگاه در “پسرخاله شدند

  1. سوژه های جالبی داری
    البته قبلنا مورددار می نوشتی اون موقع جالب تر بود

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۵۷:

    ممنون. پس بازم مورددار مینویسم!

    [پاسخ]

  2. شاید خودش مهدی رو دوس داشته… پیش پسرخاله تی مراقب خودت باش :-?
    مخصوصا حالا که کتاباشو توی کتابخونه ی تو پیدا کرده انگیزه ی قتلم داره تازه! :d

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۵۸:

    مگه نمی دونی صداسیما گفته نباید کسی درباره مثلث عشقی چیزی بگه؟

    [پاسخ]

  3. :lol: اگه دوسش داری بگو من یه نفر میشناسم استاد دگرباش هاس! معرفیش کنم بهت! :wink:

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۵۸:

    نه ممنون فکر نکنم خیلی علاقه داشته باشم!

    [پاسخ]

  4. کلدیوس نام عام است دیگر…
    نه نام عم من :))

    پ.ن: ربط پیچیده ای دارهریال صرفا یادم افتاد :idea:

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۹:۱۹:

    حالا این الان خوبه یا بد؟

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

@-: :wink: :twisted: :roll: :oops: :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :d :cry: :arrow: :?: ::-O ::) :-| :-x :-o :-P :-D :-? :) :( :!: