وز افتخارات شیخنا ۳

وز افتخاراتش این بود که چون باباش بی.ام.و داشت، صد تا دختر باهاش دوست بودن.

پی نوشت۱: با خودش یا باباش؟ کژتابی داره

پی نوشت۲: یعنی امروز بطور ناگهانی عاشق جوونی های آدری هپبورن شدم. الان چیکار باید بکنم؟ منتظر شم تا برزخ؟

3 دیدگاه در “وز افتخارات شیخنا ۳

  1. از دنیاهای موازی استفاده کن… مال من موازی نیس کج شده وگرنه میدادم ببری استفاده کنی بوخودا :|

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۱۶:۴۹:

    دو خط موازی به هم نمی رسن مگه اینکه یکیشون کج بشه. من بهت تبریک میگم که به وصال رسیدی بالاخره.

    [پاسخ]

    متواری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۱۳:۳۴:

    وصال :|

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۲۲:۴۴:

    بله، وصال!

  2. ببین می تونی شماره اون دوست بابا بی ام و دار یا خود همون بابای بی ام و دارش رو برام پیدا کنی ؟!
    صبر کن ببینم اصلا بذار یه راست بریم سر اصل مطلب! شماره خود بی ام و رو هم برام جور کنی ممنونت میشم!
    تو که ایشالله حالا حالاها به وصال این آدری خانوم نرسی بذار اقلا دوستات به یه مرادی برسند !
    جدا امان از عشق های این دوره و زمونه ! ::-O

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۱۶:۵۰:

    شماره پدربزرگشو دارم. اگه کارو راه میندازه البته.
    ایشالا تو جهنم عقد و عروسی با آدری رو می گیرم.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

@-: :wink: :twisted: :roll: :oops: :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :d :cry: :arrow: :?: ::-O ::) :-| :-x :-o :-P :-D :-? :) :( :!: