به من خوبی نکن شاید برای هردومون بد شه

میگن حضرت علی در زمان خلافت، شب ها بطور ناشناس می رفته به مردمی که فقیر و محتاج بودن، کمک غذایی می کرده. میگن بعد از شهادت بوده که اون مردم متوجه شدن اون فردی که بهشون کمک می کرده کی بوده. حالا فرض کنید بحث ضربت و شهادت نبود و بنا به دلایل دیگه ای این کمک صورت نمی گرفت. در این صورت عکس العمل اون مردم چی می تونست باشه؟

بعضی روزا که از خونه میرم بیرون، سرایدار ساختمون مشغول آب و جارو کردنه که بهش سلام می کنم و خسته نباشیدی میگم. بعد عکس العملش چی باشه خوبه؟ یه پچ پچی زیر لب می کنه و حتی یه نگاه هم نمیندازه که کی بهش سلام داده. بعد همسایه هایی که از دماغ فیل افتادن و انگار ماتحت آسمون باز شده و اینا افتادن پایین بهش دستور میدن و مثلا میگن درو باز کن، فلان جا رو تمیز کن، بیسار سوراخو بشور و چرا اینجا بو میده و … . حالا رفتارش با اینا چطوری باشه خوبه؟ چشم، حتما، امر بفرمایید، کجا؟ الان میرم…

در طول عمرم پیش نیومده برای کسی بدون اطلاع قبلی هدیه ای بگیرم و خوشش بیاد. نشده بدون درخواست به کسی کمک کنم و کاری براش انجام بدم و استقبال کنه و حتی بعضا مجبور به عذرخواهی و جبران هم شدم. این ها مصادیقی هستن برای این نکته که هیچ وقت نباید بدون اینکه کسی چیزی درخواست کنه یا حداقل انتظاری داشته باشه، کاری یا عملی براش انجام داد. حتی بعضی اوقات بعد از درخواست هم نباید استجابت کرد چون حتما بعد از چندبار که درخواستشون قبول شد، انتظاری پیش میاد که هروقت نیازی داشتن باید رفع بشه و اگه این کار صورت نگیره زمین و زمان رو به هم می دوزن.

میشه با اطمینان گفت که اگر کمک های حضرت علی به دلایل دیگه قطع می شد، اون افراد معترض می شدن و می گفتن ای بابا چرا امشب نیومد و عجب آدم بی خیالیه و نمی دونه ما اینجا منتظریم و … . و خب، فکر نمی کنم هیچ کدوم از ما تحمل اینجور حرفا رو داشته باشیم. بنابراین زمانی به کسی محبت کنین که خودش خواسته باشه و البته اون هم به مقدار لازم.

4 دیدگاه در “به من خوبی نکن شاید برای هردومون بد شه

  1. این همه حرفای مفید نوشتی لااقل یه تبریکم می گفتی آخرش
    البته به من ربطی نداره
    در مورد حرفت هم باید بگم کاملا درسته
    قبلنا فکر می کردم فقط بعضیا ظرفیت محبتو ندارن
    الان فهمیدم که نه, در مورد همه صدق می کنه شاید یکی ظرفیتش بیشتر از اون یکیه اما نهایتا اون ظرفیت پر میشه

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۱۶:۵۸:

    ممنون. راستش خیلی علاقه ای به تبریک گفتن عمومی ندارم.
    البته اینم بگم که من خودم هم اینطوری هستم و جنبه ی اینکه بهم خوبی کنن رو ندارم!

    [پاسخ]

  2. به نظر من قبلنا ما ایرانی ها اینجوری نبودیم، نمونه اش همون دوران جنگ که واقعا مردم هوای همدیگه رو داشتن،خودم که نبودم ولی هرکی از اون دوران میگه اشاره به بامعرفتی بیشتر مردم هم میکنه ، یعنی هرچی جلوتر میریم رفتارهامون نسبت به همدیگه بی تفاوت تر میشه، واسه همینه تا یکی محبت میکنه میذارن به حساب سادگی اش و مسیر دلپذیر سوءاستفاده باز میشه!
    هرچی صنعتی تر و جهانی تر میشیم، تراز معرفت هم به همون نسبت پایین میاد
    پرحرفی رو ببخشین، جالب بود برام و بعد یه عمر خواننده ساکت بودن، ذوق نوشتن ام اومد!

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۲۲:۴۴:

    بله درسته و البته کاری هم نمیشه کرد. با آسون تر شدن زندگی، نیاز به دیگران هم کمتر میشه.
    ضمنا من از هر کامنتی استقبال می کنم و باعث خوشحالیم میشه.

    [پاسخ]

  3. من به هرکی محبت میکنم گاز میگیره… به قول شاعر از محبت خارها هار میشوند…
    الان تقریبا یه هفته ست ملاحظه ی هیچکسو نمیکنم خیلی حالم بهتره… اصن زندگی ینی این… گرچه اونایی که بد عادتشون کرده بودم الان میگن بداخلاق شدم ولی درستش همینه

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۲۲:۴۶:

    البته تا این حد هم فکر نکنم خیلی خوب باشه ها. تز من اینه که فقط به کسایی حال میدم که می دونم بعدا بهم حال میدن!

    [پاسخ]

  4. یه چیزی ک هست اینه که, آدمیزاد کلن ذاتش این مدلیه.
    حتا خدا هم هر چن باری ک به آدم حال میده یه بار می زنه پس کله ش. ک به خودش بیاد و یادش نره کیه و کجاس..

    +وخ سرایدار مام دقیقن همین مدلی ه.
    همسایه ها یکسره چوبمالیش می کنن اونم به اموراتشون رسیدگی می کنه,
    اونوخ ما یه عالمه مدت بش گفتیم یه تیکه سنگ شکسته تو طبقه مونو درست کنه آخرشم بنده واسه حفظ آبرو و به رخ کشیدن جنم مهندسی خودم دست به استانبولی و ملات و این حرفا شدم ردیفشون کردم.
    البته باید یه رفتار دیگه ای می کردم.
    باید مجبورش می کردم بیاد تمام مدت اونجا وایسه بعد من بش بگم نگا, سنگو اینطوری می چسبونن. اگه بلد نیستی یاد بگیر :|

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ خرداد ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۱۴:۵۴:

    اگه اینطور باشه که خدا همش می زنه پس کله ی من و وسطش از دستش در میره یه حالی میده.
    بعد واقعا وظیفه سرایداره این کار؟

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

@-: :wink: :twisted: :roll: :oops: :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :d :cry: :arrow: :?: ::-O ::) :-| :-x :-o :-P :-D :-? :) :( :!: