بچه ها آینه ی زندگین

همیشه تو جدی ترین موقعیت ها یکدفعه حس شوخیم میاد. الان درحالیکه احساس فلاکت می کنم و دلم میخواد برم وسط خیابون خشتکمو بدرم و های های زار بزنم و خون بر..نم، دارم به این فکر می کنم که چطور میشه پسربچه های لوس رو تشخیص داد و سپس چطور گرفت مثل سگ کتکشون زد.
راه حلی که بعد از مشاهدات بهش رسیدم این بود که اصولا پسربچه های لوس و مامانی، علاقه ی خاصی به جمع کردن لب ها رو به جلو دارن و لب های بالا و پایین رو بصورت غنچه باز شده و نوگل تازه شکفته درمیارن. اینا رو باید بزنی تا دست آخر مثل گوسفند تو گل گیر کرده عو عو کنن. برای فهم بیشتر مسئله، پیشنهاد می کنم کلیپ منم میخوام دوماد شم علی حسینی، این شکوفه ی باغ طبیعت، جوانه ی گندم، این عرق بیدمشک رو ببینید و هرجا پسربچه ای رو دیدید بلافکر و بلاانقطاع ببریدش زیر طوفان کتک.


حال این سوال پیش میاد که راه تشخیص پسربچه چیه و شاید بنابه تعریف برخی، کیانوش گرامی هم پسربچه محسوب بشه. خب از اونجایی که قراره پسربچه ها رو برنیم، تعریف پسربچه به این صورت درمیاد: پسری که می تونیم بزنیمش و اون نمی تونه ما رو بزنه. بذارید ماجرایی رو برای روشن تر شدن موضوع تعریف کنم.
همسایه ای داریم که مرد خانواده صبح تا شب سرکاره و سروش و مامان سروش همش تو خونه سریال های جم رو می بینن و صدای “وات دو وی وانت” هر یک ربع از خونه اشون به گوش می رسه. حالا نمی دونم داشت شمیم گل لاله نشون می داد، اون فیلمه که اسمشو بگم فیلتر میشم نشون می داد، خلاصه سریالی داشت پخش می شد و سروش داشت عر می زد و صدای عر عرش تا هفت حوض اونورتر می رفت. بعد مامان سروش برگشته باشه بهش چی گفته باشه خوبه؟ گفت «سروش بیا نگاه کن دارن با هم ازدواج می کنن.» یک لحظه عرعر قطع شد. وی ادامه داد: «خوشحال شدی؟» و بعد عرعر بدتر از قبل به پا خاست.
امروز ساعت هشت صبح یکدفعه با صدای جیغ مامان سروش بیدار شدم: «سروووووووووش! این چیه از بالکن آویزون کردی جلو پنجره ی مردم؟ زشته» مثل خرس خوابم می اومد و حال نداشتم ببینم سروش چیو آویزون کرده جلو پنجره ی مردم و واقعا چه چیزی می تونسته آویزون کرده باشه که زشت باشه. لحظاتی بعد مامان سروش یکی از آهنگای زانیارو گذاشت و تا دو ساعت بعد بی خیال همین یه آهنگ نشد و نذاشت بخوابم.
همین الان هم پسربچه های لب غنچه باز شده ای اومدن تو محوطه و مشغول بازی و شادی و خنده هستن. یکیشون بطور آهنگین فریاد می زنه: « عماد عمااااااااااد، عماد عنه» آخه کی اسم بچه اشو میذاره عماد؟ به هرحال. از امروز به بعد هرکی بیشتر پسربچه ها رو بزنه امتیاز بیشتری بدست میاره و زدن دختربچه های گوگولی هم امتیاز منفی به حساب میاد.

6 دیدگاه در “بچه ها آینه ی زندگین

  1. برادرزاده ام همینطوری شده… نمیدونم باید با چی بزنمش آدم شه؟
    میگه عمه من میخوام بزرگ شدم مثل تو دختر بشم موهامو بلند بذارم بریزم رو یه چشمم!
    البته فقط سه سالشه.. نمیشه با شلنگ زدش!

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۹:۲۷:

    با این پسرای نسل فعلی خیلی هم بیراه نگفته بنده خدا. می خوای یجوری بزن که همین الان به آرزوش برسه

    [پاسخ]

  2. آقا خیلی خوب نوشتی
    واسه همین دزدیدمش واسه فیس بوکم
    نه این که فکر کنی ادم بدیما
    همینا رو میخواستم بگم، ولی ننمیتونستم

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۳ ۱۷:۵۵:

    بله. البته منم مثل بقیه راضی نیستم بدون منبع کپی بشه ولی متاسفانه کاری از دستم برنمیاد

    [پاسخ]

  3. حالا فرض کن همچین بچه ای توی یه کلاس باشه معلم کلاس هم پدرش باشه !!!

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ تیر ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۷:۵۹:

    سال که تموم شد میشه گرفت زدش.

    [پاسخ]

    فلان بن فلان پاسخ در تاريخ تیر ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۸:۳۹:

    کلا بچه معلما رو نمیشه زد مگر این که بخوای ترک تحصیل کنی :(
    همه معلما و معاونا با هم دوست هستن هیچ جا ثبت نامت نمی کنن دیگه تازه یه چیزی به نام نمره انضباط هم داریم

    [پاسخ]

  4. اولا ذهن خیلی مریض و کثیفی داری که فکر میکنم قیافه خیلی شخمی هم داشته باشی
    این قیافه مزخرفت باعث شده از بچگی خیلی ها مسخرت کنند و اینجور بخای گل پسر بقیه رو مسخره کنی
    اینا عقده های درونی تو است که باعث شده اراجیف بنویسی
    تو حق نداری کسی رو به هر دلیلی مسخره کنی
    من نه این پسر بچه رو میشناسم نه چیزی فقط میدونم تو یه آدم مریض هستی
    همین

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ دی ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۰۲:۲۱:

    اصگر! چی میگه این؟

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

@-: :wink: :twisted: :roll: :oops: :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :d :cry: :arrow: :?: ::-O ::) :-| :-x :-o :-P :-D :-? :) :( :!: