سه حکایت (قسمت دوازدهم)

یه بار تو تاکسی نشسته بودم، عقب، ته. بعد کرایه رو حساب کردم خواستم پیاده شم، اون دو تایی که سمت راستم نشسته بودن پیاده شدن تا منم پیاده شم. بعد من در سمت خودمو باز کردم پیاده شدم.
————————————————
رضا: شنیدی داف علیشمس، نیلوشمسه؟
من: آره بابا تازه فهمیدی؟
رضا: خب پس داف منم رضاشمسه
من: ای خـــــــاک تو سر …… بازت کنن. اصلا ببینم مگه تو داف داری؟ داشتنیه مگه؟
————————————————
بابام: یکی یه لیوان آب بهم بده جیگرم خشک شد
ایشون علاقه ی خاصی به ترکیب انواع ضرب المثل ها با همدیگه دارن.

5 دیدگاه در “سه حکایت (قسمت دوازدهم)

  1. هاهاها ! حالا من باید کلی قسم بخورم ک در سمت خودم باز نمیشه تا مردم یکم تکون بدن خودشونو :))
    کاملن بابات درس بکار برده ! اونموقع جیگرش خشک شده بوده دیگه :دی

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ شهریور ۸ام, ۱۳۹۳ ۱۶:۲۶:

    باز نمیشه؟ مگه پیکانه؟ الان همه ماشینا باز میشه دیگه.
    بله درست بکار برده و حرفش درسته ولی دو تا ضرب المثلو با هم قاطی کرده.

    [پاسخ]

  2. :d اینم یه جورشه دیگه …سخت نگیر ب بابا ک حتی یک کلمه حرف زدنش یه دنیا نعمته وقتی صداش میاد دستتو ببر بالا بگو خدایا مرسی ک بابا دارم…. @-:

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ شهریور ۸ام, ۱۳۹۳ ۱۶:۲۷:

    چیزی نگفتم خب. فقط روایت کردم و خدا رو هم شکر می کنم

    [پاسخ]

  3. عاقا جان شما طوری میگی پیکان ک انگار سالهاست از پیکان استفاده ای نمیشه دیگه ! بنده هنوزم گاهی سوار پیکانهایی میشم ک درش باز نمیشه ! بععععله ! ^_^

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ شهریور ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۱۴:۴۶:

    خیلی هم خوبه. کلی نوستالژی توشه. فقط یه چند دقیقه عذاب می کشیم.

    [پاسخ]

  4. بابا به یه سنی رسیده که میتونه جیگرش خشک شه… اینکه تو نمیتونی جیگرت خشک شه دلیل بر اشتباه پدر نیست.. خامی هنوز… میفهمی؟

    ازونجایی که حس میکنم حرکتت توی اون تاکسی از قصد بوده منم بهت یه چی پیشنهاد میکنم در همون راستا… یه تاکسی که دو نفر عقب باشن و جلو خالی باشه نگه دار… در عقبو وا کن اونا خودشونو بکشن کنار بعد درو ببند بشین جلو! و من الله توفیق… ببینم چیکار میکنیا!

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ شهریور ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۱۴:۴۸:

    من نگفتم اشتباس. ولی نداشتیم همچین چیزی آخه.
    وقتی پیاده می شدم دیگه مسافرا رو نمی دیدم. اینطوری که میگی چطور یه ربع بیست دقیقه تحملم کنن؟

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

@-: :wink: :twisted: :roll: :oops: :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :d :cry: :arrow: :?: ::-O ::) :-| :-x :-o :-P :-D :-? :) :( :!: