سه حکایت (قسمت چهاردهم)

من: تا حالا سینما رفتی؟
اون: نه
-: میخوای بریم؟
-: باشه بریم…… بعد هر فیلمی که بخوایم میذارن واسمون؟
-: وات ده هل؟ جان؟
——————————————————–
اون: سلام خوبی؟ کجایی؟
من: سلام خونه م
-: وقت داری بریم این کش شو*تم شل شده بدم گارانتی درستش کنه؟
-: وات ده هل؟ what خب باشه بریم
——————————————————–
ده سال پیش توی چت روم های یاهو مسنجر، وبلاگم رو تبلیغ می کردم. دختری بهم پیام داد و خودش رو بیتا بیست و نه ساله از تهران معرفی کرد:
بیتا: یو ای اس ال پلیز؟
من: حامد پونزده تهران.
بیتا وویس داد: (با صدایی زنونه) سلام چطوری جوجو؟!
من بدون بیان وات ده هل و در حالی که رعشه گرفته بودم مسنجر رو بستم، اینترنت رو قطع و سیستم رو خاموش کردم و دیگه هم هیچ وقت با اون آی دی لاگین نکردم…

6 دیدگاه در “سه حکایت (قسمت چهاردهم)

  1. سال نوت مبارک، هرچند بوی نوییش رفته دیگه… انشالله امسال کمتر مزخرف تر از پارسال باشه، بیشتر بهتر هم باشه… ازین حرفا خلاصه
    سربازی نرفتی که هنوز، پس کی میفرستنت بری؟ اصن ینی که چی مملکتو بی سرباز ول کردن به امون خدا؟ تا تو نری سربازی ما احساس امنیت نداریم اصن… از مسئولین تقاضا مندیم رأسا اقدام شود، با تچکر

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۲۱:۴۸:

    خیلی ممنونم. ایشالا واسه خودت
    البته امسال خیلی سال خوبی واسه منه. میخوام مرد شم بالاخره و یه کم هم دهنم سرویس شه.
    تحمل کنی چندماه دیگه مرخص میشم از زندگی.

    [پاسخ]

  2. وبلاگم رو انتقال دادم به آدرس دیگه ای..با اسم[آخرین دست نوشته]لینک کردید..
    آدرس جدید رو گذاشتم..
    البته برای شماکه نمیاید فرقی نمیکنه :-|
    چه کاری بود بگم :idea:

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۲۱:۵۲:

    عوض کردم.
    می خونم، چرا نمی خونم؟ منتها هردفعه اومدم کامنتای پستای اخیر بسته بودن.

    [پاسخ]

  3. سلام
    کش شو*ت و گارانتی؟؟
    داریم اصلا..؟
    وات د هول کارکنان اون گارانتی؟؟

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۴ ۲۲:۴۶:

    وقتی از گوشی من گرونتره…
    هول نه، هل

    [پاسخ]

  4. این جریان کش شورت تو حکایت قبلی نبود؟
    شایدم دوباره کش شورتش شل شده:)))
    آغا امروز یه بنده خدایی با من درد دل کرد گفت باباش ماهیانه ۱۵ هزار تومن بهش میده تا آخر ماه! حق کار کردنم نداره! خیلی دلم گرفت!

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲ام, ۱۳۹۴ ۱۶:۱۰:

    بود ولی چون قانون الکی گذاشتم واسه خودم که باید سه تا بشه و دوتا بیشتر نداشتم و هرچی فکر کردم سومیش به ذهنم نرسید، از آرشیو استفاده کردم.
    البته کشه دیگه شل میشه.
    خب من که بابام همینم نمیده بهم. میگه برو کار کن.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

@-: :wink: :twisted: :roll: :oops: :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :d :cry: :arrow: :?: ::-O ::) :-| :-x :-o :-P :-D :-? :) :( :!: