سحرخیزان عزیز

تنها دو ثانیه دیگر تا اذان صبح وقت باقیست

پی نوشت: می دونم تکراری بود.

دیدگاهی بنویسید


آرزوهام همه نقش بر آبه

و از ایده آل های من اینه که یه سوئیت وسط زمینی پر از درخت و چمن داشته باشم و درحالیکه آسمون کاملا ابریه و کمی هم سوز سرما وارد استخونام میشه ، فنجون نیم خورده ی قهوه امو روی میز ، کنار فلاسک بذارم و بعدش از روی صندلی بلند شم و گیتار الکتریکمو بردارم و دیوانه وار شروع به نواختن کنم و با شعر خودم بخونم.

وانگهی ، نه به همچین مکانی دسترسی دارم و نه همچین هوایی. و از همه غمبارتر اینکه نه گیتار الکتریک دارم و نه بلدم گیتار بزنم. و زنهار ، که این رویا سرابی بیش نیست.

آهنگ نوشت:

پی نوشت۱: میخوام برم برنامه ماه عسل آرزومو بگم شاید یه خیّری پیدا شد کمکم کرد. هرچند آرزوهای بزرگتری هم دارم که نه احسان علیخانی نه فرزاد حسنی و نه پرزیدنت و رئیس دفترش نمی تونن برآورده کنن.

پی نوشت۲: و مثل همیشه ، آه …

دیدگاهی بنویسید


دوش وقت سحر

رادیو : الـلـهـم انـی …

بابام : حامد شده جنی …

پی نوشت: البته ایشون مزاح می فرمایند. بـله.

دیدگاهی بنویسید


شاد زدگی

– : خواننده مورد علاقه ات کیه ؟

– : اشکین دو صفر نود و هشت

دیدگاهی بنویسید


ایشالا به پای هم پیر شن

– : دیروز تو روزنامه خوندم یه پسر دختری همدیگه رو می خواستن ولی پدر مادر دختره از پسره خوششون نمی اومد راضی نمی شدن.

– : خب؟

– : خلاصه پسره هرچی زور زده دیده فایده نداره ، بعد رفته یه کلاش خریده اومده بابا ننه و خواهر برادرای دختره رو آبکش کرده رفته.

– : خب ، حالا آخرش به هم رسیدن یا نه؟

دیدگاهی بنویسید


مگس پشه نیست و پشه مگس نیست

همشهری عزیز ، آشغال رو دور نریز

آشغال زباله نیست ، آشغال رو دور نریز (۲)

پی نوشت: زیاد فکر نکنین. این تبلیغ واسه قدیمه شما یادتون نمیاد.

دیدگاهی بنویسید