عجب ای دل عاشق تو هم حوصله داری

نمی دونم، تا حالا شده که برای اولین بار آهنگی رو گوش بدین و تن و بدنتون از شنیدنش بلرزه؟ آره؟ خب به جهنم! برید یه جای گرم پیدا کنید برا خودتون. چکار کنیم ما؟
خیلی ها که به اواخر دوران جوانی خودشون رسیدن، معتقدن که آهنگایی که ده بیست سال پیش گوش می کردن خیلی دلنشین تر و تاثیرگذارتر بودن تا آهنگایی که الان منتشر میشه. با افراد میانسال و سالخورده هم کاری نداریم چون سلیقه و ذائقه شون با نسل جوان فرق می کنه.
عده ای در مقام پاسخ به این حس درمیان و میگن که چون امروز تعداد آهنگ های منتشر شده افزایش پیدا کرده، در نتیجه انتخاب آهنگ های فوق العاده و آس سخت تر شده. در ثانی ذهن ما همیشه گذشته رو بهتر از حال می دونه. این دلایل منطقی به نظر میان. اما آیا واقعا همینطوره و کیفیت موسیقی امروزی پایین نیومده؟
با ماشین یکی از دوستان در این شب های تابستونی مشغول دور دور بودیم و چون بچه های خوبی هستیم برای کسی هم بوق نمی زدیم و حتی پیش می اومد که طرف خودش برامون بوق می زد که سوارش کنیم ولی ما حیا پیشه می کردیم و عین بز به راه خویشتن ادامه می ورزیدیم. تِرک های موسیقی یکی از پس دیگری می گذشتن و این دوستم که راننده هم بود اصلا نمی ذاشت یه آهنگو مثل آدم گوش کنیم و هی زرت و زرت می زد می رفت. بین همین انگولک بازی ها بالاخره خسته شد و روی یکی از آهنگا متوقف موند. سیاوش قمیشی بود و می خوند: “عجب ای دل عاشق، تو هم حوصله داری…”
من تمام آهنگای قمیشی رو داشتم و گوش کرده بودم اما عجیب بود که این یکی از دستم در رفته بود. اصلا نشنیده بودمش. از تنظیم آهنگ هم مشخص بود که قدیمیه و چقدر هم قشنگ بود. حالا می تونستم قضاوت کنم. یه آهنگ قدیمی رو حالا می شنیدم و در مقایسه با کارهای فعلی خود قمیشی و حتی سایر خواننده ها، خیلی بهتر و گوشنوازتر و قشنگ تر بود.
سرآخر برای اینکه خشک و خالی اینجا رو ترک نکنین، همون آهنگ رو برای دانلود میذارم.
دانلود آهنگ گله از سیاوش قمیشی

دیدگاهی بنویسید


کیسه دوختن از مرگ

«وای رابین ویلیامز مرد؟ خدااااا من که اصلا باورم نمیشه … :( » یا «رابین ویلیامز درگذشت… خداحافظ مرد خوب، مرد خاطره ها» و یا « پلیز گو تو هل اُر تو شل “رابین ویلیامز” (مثلا جمله ی قصار ویلیامز)»
احتمالا اگه تو شبکه های اجتماعی دسکتاپی و موبایلی عضویت داشته باشین، در این چند روزه با این دست استتوس ها مواجه شدین. رابین ویلیامز تقریبا واسه ما ناشناخته س و مثل پل واکر فقط کسایی که خوره ی فیلم بودن به اسم می شناختنش و تازه با چه فیلمایی؟ جومانجی و انجمن شاعران مرده. فیلم های بچه بازی (بچه بازی در اینجا یعنی در رابطه با بچه ها). حالا نمی دونم چطور شده یه بازیگر از کار افتاده ی آمریکایی یه شبه اینقدر تو ایران طرفدار پیدا کرده و احتمالا اینقدر که کامنتای روحش شاد و خدابیامرزدش گذاشتن، علاوه بر دنیا الان داره تو بهشت هم با حوریا بازی می کنه (بازی در اینجا یعنی بازی بازی).


دو سه ماه پیش مهدی ایزددوست که گویا تو رشت خواننده ی زیرزمینی بوده بر اثر سرطان فوت می کنه. بعد توی پیجش چند هزار نفر من جمله مقدار متنابهی داف! تسلیت گفته بودن و یادش رو گرامی داشتن. حالا اگه بر فرض خدای نکرده زبونم لال دندم نرم چشمم کور، منم مثل آقامون هوگو چاوز بر اثر سرطان باسن از دار دنیا بمیرم، یه ماه بعدش یکی میاد اینجا کامنت میذاره که: «عه؟ این مُرد؟ بهتر، پهنای باند کمتر مصرف میشه.» بخاطر همینه که نمی میرم وگرنه الان خیلی تفاوتی با زامبی لند ندارم.

دیدگاهی بنویسید


فلای امیراتس

بعضیا هستن که تا جایی که نفَسشون اجازه بده درباره همه چیز و همه کس نظر میدن. من خودم هم اینطور هستم و از شیر مرغ تا شرت آدمیزاد می تونم حرف دربیارم (منظورم اینه که می تونم درمورد هرچیزی حرف بزنم. ذهنتون یه وقت درگیر شرت سخنگو نشه). به نظرم بد نیست آدم در مورد هرچیزی نظر بده و بعضا در مقام قضاوت هم بشینه.
اما بعضی هم هستن که کاملا خنثان. فکرشون در آرامش کامله و ترجیح میدن جای پیگیری اخبار، به فکر خودشون باشن. نمونه ی بارزش همین مردمان خواننده پرور خطه ی همیشه بی آب و علف جنوب خلیج فارس. یعنی هیچ اتفاقی نمی تونه رقص و آوازشون توی کاباره ها و یا دور دور کردنشون با ماشین های آخرین مدل توی جاده های خلوت رو کنسل کنه.


کافیه بعضی شبکه هاشون و مخصوصا شبکه های اماراتی رو ببینین. صبح تا شب و شب تا صبح دارن می خونن و می رقصن. تو اروپا کاریکاتور پیغمبر رو می کشن همه مسلمونای دنیا درحال تظاهراتن، این ها مشغول رقصشون. قرآن رو آتیش می زنن و اینا همچنان درحال رقصن. تو افغانستان و عراق مسلمونا رو تیکه پاره می کنن و عزیزان رقصشون قطع نمیشه. الان توی غزه کشت و کشتاره و مسیحی استرالیایی هم اعتراض و راهپیمایی کرده ولی حتی یه تجمع خشک و خالی هم از این عزیزان ندیدیم.
خدا یه پولی به ما بده یه غیرتی به این بندگان خدا. و البته یه زنی هم به من. به امید آن روز … آمّیـــن … یاسسس

دیدگاهی بنویسید


تحویل‌دار واقعی

دیشب بطور اتفاقی شبکه استانی قم رو می دیدم. یه آقای مجری ای بود که داشت با شور و هیجان از مردم پول و جنس و کالا می گرفت برای ایتام و نیازمندان. رفتارش بیشتر شبیه دلال ها بود. وسط این پول گرفتن ها، آیتم هایی هم پخش می شد از مردمی که فقیر بودن و نیازمند کمک و همین آقا که مهدی تحویلدار باشه هم مجری این گزارشات بود. وقتی آیتم تموم می شد دوباره می اومدیم توی محوطه و جایی که تحویلدار مشغول جمع آوری کمک های مردمی برای آدم های توی گزارش بود.

مهدی تحویل دار
مثلا یکی حلقه ی ازدواجشو می داد می گفت برای گزارش چهار. یکی عروسک می داد واسه ریحانه ی گزارش هفت. یکی اسلحه شکاریشو آورده بود که می گفت هشت میلیون می ارزه و تحویلدار گفت بذارین واسه فروش. یه پسری آکواریوم آورده بود. یکی یه انگشتر می داد بهش و می گفت نگینش سنگ حرم امام علی و قیمتش حداقل یک و نیم میلیونه که البته شاید خود انگشتر پنجاه تومن هم نمی ارزید ولی چون طرف گفته بود واسه حرم امامه این قیمت بهش خورده بود. حتی یک نفر تابلوی اتاقشو برداشته بود آورده بود و می گفت این بیست سال تو حرم امام حسین بالای مزار بوده و دیگه حداقل حداقلش شیش میلیون ارزش داره. حجم خیلی زیادی از پول و طلا و انواع کالا جمع می شد و واقعا هم معلوم نبود چطور قراره به دست نیازمند برسه و اگه یک نفر هوس می کرد چند تا النگو بذاره تو جیبش مطمئنا هیچ کس نمی فهمید.

بوسه تحویل دار بر دست استاندار سابق قم

اما تو خود گزارش ها چهره ی همه ی افراد رو واضح نشون می دادن و حتی اگه اون آدم ها براشون مهم نبود که شناخته بشن، سازنده های برنامه نباید این کارو می کردن و غرور یه عده رو خدشه دار می کردن. بعضی ها هم واقعا نیازمند بودن. پدر خانواده فوت کرده بود و مادر باید بچه های کوچیکشو بزرگ می کرد. اما یکی از گزارش ها برام جالب بود که مَرده به بهونه ی اینکه کار نیست تو خونه نشسته بود و دخترش مجبور شده بود بره کار برشکاری کنه و انگشت دستش دچار مشکل بشه. آدم حتی اگه پا هم نداشته باشه می تونه تو خونه و همینطوری نشسته درآمدزایی کنه. مثلا جعبه های کادویی درست کنه یا چه می دونم از این بدلیجات و کلی چیز دیگه. جور تنبلی یه آدمو باید خونواده و بعدش هم مردم بکشن.
متاسفانه مسئله ی دیگه ای هم که هست اینه که هیچ نظارتی روی موسسه های خیریه و کمک های جمع آوری شده وجود نداره و اخبار کلاهبرداری های اینچنینی رو هم زیاد می شنویم. ضمن اینکه پول دستی دادن به نیازمند خیلی دردی رو دوا نمی کنه و دو روز بعد میشه مثل قبل. حتی بعضیا رو میشناسم که لنگ اجاره خونه هستن ولی ماشین ظرفشویی و مایکروفر و اینا دارن. به همین دلایل اگه به موقعیتی برسم که دستم به حلقم برسه، ترجیح میدم جای اینکه به کسی بلاعوض پول بدم، کمکش کنم زندگیش رو روال بیفته. واسه همین شاید مثلا تو خیابون از دستفروش چیزی بخرم ولی عمرا به گدا کمک نمی کنم. هرچند، خودم هم فرقی با گدا ندارم :( .
پی نوشت: تا وقتی آدما رو نشناختیم نمی تونیم درباره شون قضاوت کنیم. شاید تحویلدار آدم خیلی خوب و خالصی هم باشه.

دیدگاهی بنویسید


معرفی رمان هست یا نیست؟

یکی از مسائلی که باعث شده ادبیات داستانی ما صعود نداشته باشه اینه که نگارش به زبان فارسی کار سختیه و برخلاف زبانی مثل انگلیسی، همونطوری که حرف می زنیم نمی نویسیم. این موضوع سب میشه که افرادی که قدرت نوشتن ندارن وارد مقوله ی داستان نویسی نشن و کسانی هم که تحصیلات آکادمیک در این زمینه رو طی می کنن یا از سر شکم سیری و کلاسش بوده یا اینکه واقعا علاقه مند هستن اما استعدادشو ندارن چون غالب افراد مستعد و نخبه به دلیل برخورداری از درآمد بیشتر به سمت شاخه های فنی مهندسی کشیده میشن.
البته قطعا کسانی هم هستن که هم تحصیلات دارن و هم نبوغ، اما خب ما که چیز خاصی ندیدیم فعلا. من خودم فقط رمان های معروف ایرانی رو خوندم (غیر معروفا رو نخوندم) و کاملا متوجه می شدم که نسبت به رمان های معروف خارجی در سطح پایین تری قرار دارن. انگار یه جور پز روشنفکری و دانای کل پس ذهن نویسنده ی ایرانی وجود داره. انگار داره واسه یه قشر خاصی می نویسه. قشری که خودش هم جزئی از اون هاست و البته فقط هم اون ها هستن که رمان می خونن.
بگذریم. تعریف کتاب هست یا نیست؟ سارا سالار – که همسر سروش صحت هم هست – رو زیاد شنیده بودم و اینکه ظرف چندماه به چاپ دوم رسیده و خیلی پرفروش بوده. از نمایشگاه خریدمش و خوندمش و باید بگم که مایوس شدم. داستان درباره روابط زنیه که به میانسالی رسیده و غیر از فضای خیلی زنونه، داستان اصلا جلو نمی رفت و کل کتاب رو می شد در پنج صفحه خلاصه کرد. یعنی حدود دویست صفحه توضیحات اضافی و حرفای روشنفکری و فلسفی که اصلا نمی شد باهاشون ارتباط برقرار کرد. اما لحن و نوع نگارش خوب بود و ضعف داستان رو به نوعی جبران می کرد وگرنه خوندن کل رمان خیلی سخت به نظر می رسید.


سرآخر اگه تو این روزای گرم وقت اضافی دارین و می خواین رمان بخونین، هست یا نیست رو پیشنهاد نمی کنم و می تونین به عنوان یه ضد پیشنهاد ازم بپذیرید. و اگر هم قرار باشه از ده بهش نمره بدم، امتیاز چهار رو انتخاب می کنم.

دیدگاهی بنویسید


چرا نباید روزه نگرفت؟!

اصولا آدمایی که همش میگن چقدر زود گذشت و اصلا نفهمیدیم چی شد و عمر سریع میگذره و من کجام اینجا کیه، از جمله افرادی هستن که هیچ کار مفید و مضری توی زندگی بی بارشون انجام نمیدن و وقتی به گذشته نگاه می کنن فکر می کنن هیچ کاری نکردن و عمرشون بر باد رفته. از ماه رمضون پارسال تا ماه رمضون امسال تقریبا هیـــــچ اتفاقی واسه من نیفتاده و بی بخار و بی بو، مثل یک قطع نخاعی روی تخت افتاده بودم و سرگرم خواب بودم و همچنان به این کار مشغولم.
این روزا روند عادی زندگی برخی تغییر می کنه و برنامه شون رو طوری تنظیم می کنن که بتونن روزه بگیرن. و البته همونطوری هم که همه می دونن، روزه گرفتن مخصوصا توی این روزهای گرم و طولانی نه تنها برای بدن مفید نیست بلکه خیلی هم ضرر داره و پدر صاب بدن رو درمیاره علی الخصوص اگه خوب بدنی باشه.


به هرحال تعدادی هستن که برای ریا روزه می گیرن. بعضی هم بدون اینکه فلسفه ش رو بدونن و چون از بچگی بهشون گفتن باید روزه بگیری. عده ای هم برای اینکه یه چیزی از خدا میخوان و برای اینکه دلش رو بدست بیارن روزه می گیرن که من خودم جزو دسته ی آخرم. اما خیلی هم هستن که روزه گرفتن رو کاری احمقانه می دونن و به نظرشون هیچ سودی نداره که آدم صبح تا شب گشنگی بکشه. برخی هم معتقدن که خدایی وجود نداره و این قواعد برای سرگرم کردن مردم و سلطه بر اون هاست.
برای پاسخ به کسانی که به خدا اعتقاد ندارن میشه از برهان خلف و قضیه ی تالس استفاده کرد و بهشون گفت که اگه می تونن ثابت کنن خدایی وجود نداره و مسلما اون ها هم این روش رو به کار می گیرن و میگن ثابت کن خدا وجود داره و این دور تسلسل باطل همچنان ادامه داره تا جان ز تن درآید. البته استثنائاتی هم وجود داره و مثلا اگه یه طرف خانم جوان زیبارویی قرار داشته باشه حتما طرف مقابل – که پسر عذبی هم هست – کوتاه میاد و با دست و پا و همه جای دراز، پا به ورطه ی منجلاب تباهی می نهد.
به امید آن روز (کدوم روز؟ همون روزی که پا به منجلاب تباهی نهد؟) نه. همون روزی که یه طرف خانم جوان زیبارویی باشه.

دیدگاهی بنویسید