روی گسل موج سواری

تصور اینکه سقفی که زیرش زندگی می کنم پایین بیاد و خودم و کسایی که بهشون وابستگی دارم آسیب ببینیم و چیزایی که داریم رو از دست بدیم خیلی هم ترسناکه و حقیقتا حال و روز مردمی که دچار حوادث طبیعی میشن قابل ترحمه اما این دلسوزی وقتی ارزش داره که از روی صداقت باشه.

چند روزیه که بعد از زلزله آذربایجان شرقی محیط اینترنت پر شده از ابراز همدردی و البته انتقاد از زمین و زمان که چرا به داد مردم زلزله زده نمی رسن. اینکه همه به فکر رنج دیده ها و مصیبت زده ها باشن اصلا مدینه ی فاضله اس اما مسئله ای که هست اینه که حرص و جوش زدنا و وامصیبتا گویی ها نه تنها از روی صداقت نیست بلکه نشونه ی ریاکاری و صد البته موج سواریه.

مطمئن باشین اگه جو رسانه ای ایجاد نمی شد هیچ کدوم از این فیص بوق بازا و امثالهم به فکر مردم نمی افتادن و مطمئنا هیچ تلاشی برای کمک رسوندن هم از طرفشون در کار نبود کما اینکه اگر هم الان سعی می کنن با کوبیدن صدا سیما و عکس گرفتن از خودشون تو صف اهدای خون و اشتراگ گذاری مطالب انتقادی و پرسوز و گداز خودشون رو دلسوز مردم نشون بدن صرفا از روی ریاکاریه. کسایی که اگه یه فرد روستایی رو تو خیابونای شهر می دیدن اه اه و پیف پیف می کردن حالا سینه چاک همین روستاییا شدن. کسایی که به عمرشون نشده چندهزار تومن رو به زلزله زده ها و سیل زده ها و غیره اختصاص بدن حالا تیغ انتقادشون رو به سمت کسایی گرفتن که وظیفه اشون کمک رسانیه، هرچند با کندی و اهمال کاری.

سری به گذشته می زنم. یادم میاد وقتی قهوه تلخ تازه منتشر شده بود عده ای بودن که اگه می گفتی نخریدی و دانلود کردی انگار بهشون فحش ناموس داده باشی اما وقتی به قسمتای میانی رسید سریالو با فلش با هم مبادله می کردن. یا همین سر قضیه ی استیو جابز که الان کلا یادشون رفته طرف کی بود کجا رفت ولی زمان مرگش طوری جوگیر شدن که انگار عزیزی رو از دست داده باشن.

چند روز پیش وقتی کشتی رضا یزدانی رو می دیدم دائما مصرع “آرمینه بی اف جدیدم” در ذهنم متبلور می شد و حالا از شباهت رضا یزدانی کشتی گیر (نه خواننده) به آرمین تو ای اف ام(!) که بگذریم، یادم میاد قبلا تو همین فیص بوق یه کمپینی راه انداخته بودن واسه آشتی این بابا با دوس&ت دخ&رش. حالا شما بیاین به من گیر بدین که این حرفا چیه میگی ولی خداییش نسل بعد از ما نسلی جوگیر و بی قید و بنده و خدا دوران پیری ما رو ختم به خیر کنه.

دیدگاهی بنویسید


بی شخصیت

یه کافی نتی سر کوچه امونه که هر وقت من از جلوش رد شدم ، چه شب بود چه صبح ، چندتا دختر توش نشسته بودن و مشغول چت. اصولا طبق عرفی که هست فضای کافی نت و گیم نتا مناسب دخترا نیست ولی خب دیگه ، وقتی قسمت مردونه ی اتوبوس اشغال میشه ، کافی نتا هم که سهلن. الان وبلاگستان هم کلا بوی زنونگی گرفته و باید در به در دنبال بلاگنویس مرد بگردیم.

پارسال همین موقع ها بود که یه پسر جوونی سر کوچه امون بلال می فروخت. بعد برای اینکه بلال هاش فروش بره هرکی رد می شد یه تیکه ای بهش مینداخت تا طرف تحریک بشه و بیاد ازش بلال بخره. مثلا اگه یه خانومی دست بچه اشو گرفته بود بهش می گفت خانوم بیا یه بلال بخر ، بچه می بینه دلش می خواد. یا می گفت خانوم بیا بلال بخر واسه رشد بچه خوبه. یا اگه یکی با ساک ورزشی در دست از جلوش رد می شد می گفت آقا خسته ای از باشگاه اومدی بیا بلال بخر خستگیت درمیره. اگه می دید یکی کیف دستشه می گفت از کار برگشتی ، یکی تند راه می رفت می گفت عجله نکن بیا بلال بخر و خلاصه کسی رو بی نصیب نمیذاشت. اولش فکر کردم اینارو فی البداهه میگه و هرچی به ذهنش برسه از دهنش خارج میشه ولی بعد از یه مدت فهمیدم که چندتا تیکه بیشتر نداره و اونا رو دائما تکرار می کنه. هر دفعه هم من از جلوش رد می شدم می گفت آقا غصه نخور یا خودش میاد یا نامه اش بیا یه بلال بخر.

حقیقتش شبکه های اجتماعی نظیر فیص بوک اصلا برام جذابیتی ندارن چون بین اعضاشون هیچ خلاقیتی وجود نداره. ولی یه بخش فان و جالبی هست که باصطلاح بهش میگن کوئیز. این کوئیزا چندتا سوال از شما می پرسن و آخر سر نتیجه رو هم بهتون اعلام می کنن. کلهم اجمعین سه تا کوئیز رو به پایون رسوندم. یکیش گفته بود شبیه کدوم شخصیت تو کدوم فیلم هستین؟ که نتیجه اش شد تام کروز تو فیلم چشمای باز بسته. فیلمو کامل ندیدم ولی داستان کلیش باید درباره ی فرقه های انحرافی و رواج ایدز و این حرفا باشه. خلاصه اینکه شخصیت جالبی نبود. کوئیز بعدی این بود که شبیه کدوم شخصیت سیاسی هستی؟ که نتیجه کار هاشمی شدم. زیاد رو اینکه شبیه کدوم یکی از سیاسیون هستم فکر نکردم اما شبیه هاشمی هم نیستم. شاید مش*ایی باشم.

کوئیز آخر درباره ی شباهت به شخصیتای قهوه تلخ بود. به نظر خودم با اینکه موقعیت برزو خانو دارم ولی درکل شبیه مستشارم که نتیجه ی کوئیز هم همین بود. به علت شخصیت پردازی ضعیف و بازیگرای نابلد ، کمتر سریال ایرانی وجود داره که مردم درباره ی شباهتشون با شخصیتای فیلم فکر کنن. یکی از سریالای قوی تو زمینه ی شباهت سریال لاسته که من ندیدمش ولی زیاد خوندم و شنیدم که ملت می گفتن مثلا شبیه فلان شخصیت تو سریال لاستن. بیکارن دیگه ، میشینن درباره این چیزا با هم بحث می کنن. دقیقا مثل من که ته بیکارام.

دکتر لکتر یکی از شخصیاتی فیلم سکوت بره هاس که با اینکه روانپزشکه ولی خودش روانیه و به حدی به کارش مسلطه که وقتی با یکی حرف می زنه ممکنه طرف بزنه خودشو بکشه یا اینکه بره یه قتل انجام بده واسه همین دکتره رو انداختن زندان و وقتی هم که یکی از کارآگاها میخواد باهاش حرف بزنه بهش میگن که نزدیک دیوار شیشه ای نشه و سعی کنه زیاد هم با دکتره صحبت نکنه. غرض اینکه خیلی با شخصیتش حال می کنم و دوست دارم همچین آدمی باشم. کلا به روانشناسی و جامعه شناسی و مخصوصا شخصیت شناسی خیلی علاقه دارم که البته چندان با گرایش تحصیلیم مرتبط نیست و خودمم زیاد به تئوریا و نظراتی که روانشناسا میدن اعتقادی ندارم. شاید تو کشور ما اینطوری باشه که هرچی مشاورا کارشناسای اجتماعی میگن با چیزی که تو واقعیت وجود داره کلی فرق می کنه شایدم همه جا اینطوری باشه.

اخلاق و منش آدما رو میشه از نوع میمیک صورتشون حدس زد. مثلا طرف آدم شر و شوریه و با همون نگاه اول هم این نکته رو می فهمی. یا مثلا گاگوله ، مثبته ، خالی بنده یا هر چیز دیگه ای. اگه دقت کرده باشین این ایستای بازرسی که پلیسا میذارن هم بر همین منواله. صورت راننده ها رو نگاه می کنن اگه تشخیص بدن طرف خرده شیشه داره بهش ایست میدن و اکثرا هم حدسشون درست از آب درمیاد. در آخر نمی دونم این پستو اصلا واسه چی نوشتم و انگیزه ام چی بود و آیا الان چه احساسی می تونم داشته باشم؟ البته الان حالم زیاد رو دور نیست و سرما خوردم و شبه و خوابم میاد. همین.

دیدگاهی بنویسید


زور داره ۲

خیلی زور داره. خیلی زور داره نیم ساعت با یکی چت کنی و فکر کنی پسره و آخرش بفهمی طرف دختر بوده.

خیلی زور داره وقتی با کلی شوق و تلاش روی بهترین صندلی اتوبوس میشینی بعد دوتا دختر بلندت می کنن و میری رو بدترین صندلی تو ضل آفتاب میشینی.

خیلی زور داره وقتی هنوز قهوه تلخو ندیدی و صداش داره از تو حال میاد.

خیلی زور داره وقتی چهل و پنج دقیقه زودتر می رسی دانشگاه و بعد از کلی بالا پایین کردن و با خودت ور رفتن ، متوجه میشی که استاد نیومده و باید تا شروع کلاس بعدی سه ساعت دیگه با خودت ور بری.

خیلی زور داره دوست دختر دوستت بهش زنگ بزنه بگه صبونه نخوردی یه وقت قندت نیوفته؟ و دوستت بگه نگران نباش یه پیراشکی دارم می خورم و بعد مامانت – که تنها مونثیه که یه ذره آدم حسابت می کنه – اس ام اس بده که یه ذره دیرتر بیا خونه چون ما رفتیم بیرون.

خیلی زور داره … خیلی زور داره آمریکا. ولی هیچ غلطی نمی تونه بکنه. فقط ما می تونیم بکنیم.

دیدگاهی بنویسید


دوستانی بهتر از قهوه تلخ

یه طیفی توی جامعه ی ما وجود داره که با اینکه شاید حداکثر ده میلیون نفرو پوشش بده اما توی مسائل اجتماع خیلی تاثیرگذاره. قشری که جزو دهکای بالا به حساب میاد و صاحب ثروت و رسانه اس. حالا اگه هنرمند یا ورزشکاری برخلاف عقیده ی این افراد عمل کنه از طرف اونا بایکوت میشه و مورد توهین و تحقیر قرار می گیره. از طرف دیگه کسایی که قدرتو تو دستشون دارن مقابله به مثل می کنن و تقریبا طرفو از صحنه میندازن بیرون.

من اینطور حس می کنم که کارایی که خواننده ها و فیلمسازای ما انجام میدن بیشتر برای همون قشر تاثیرگذاره و قطعا اگه غیر این باشه اون درآمدی که مدنظرشونه بدست نمیاد. ضمنا اکثریت و شاید تمامی خواننده ها و فیلماسازا و بازیگرای معروف ما آدمای مرفهی هستن. با این تفاسیر من چندان رغبتی به پول دادن برای دیدن کارای این هنرمندا ندارم و اصولا معتقدم هنرمند واقعی کسیه که هنرش رو رایگان در اختیار مردم بذاره. همونطوری که قبلا هم گفتم افکار من کاملا ضد لیبرالیسمیه اما فضا طوریه که فکر می کنم فقط خودم اینطوریم و قطعا خیلی زود منم تغییر می کنم.

چند روز پیش که رفته بودم دانشگاه چندتا از بچه های پرمایه! دانشگاه رو دیدم. کلا با اکثر پسرا ارتباط دارم اما از این رابطه لذت نمی برم! (هرکی ذهنش منحرفه بره خودشو اصلاح کنه!) دیدم سی دی قهوه ی تلخ دستشونه. بهشون گفتم من قسمتای اولشو دانلود کردم که ناگهان گویی به نوامیسشون تجاوز کرده باشم برافروختن و انگار برده ی اونا باشم منو امر به معروف و نهی از منکر می کردن. البته من سری اول قهوه تلخو با اکراه خریده بودم و قصد نداشتم سری دومو بخرم اما بروبکس خانواده چنین قصدی نداشتن و قسمت دوم رو هم تهیه نمودن.

چند روز گذشت و با تنی از دوستان بی مایه فتیره! مشغول صحبت بودیم که بحث قهوه ی تلخ شد. متفق القول ابراز داشتن چقدر مرخرف بود بابا من که یه قسمتشو دیدم حالم به هم خورد. لازم نیست بگم که این دوستان سی دی رو نخریدن و از این و اون گرفتن یا کپی کردن. درحالیکه به نظر من این مجموعه برخلاف انبوهی از سریالای ایرانی خیلی هم فاخر و پر از نکته اس. اما شاید اگه مجانی از تلویزیون پخش می شد این دوستان من هم نظرشون چیز دیگه ای بود. درحقیقت به عقیده ی اونا قهوه تلخ ارزش خریدنو نداره.

اون بچه هایی که اول عرض کردم به لحاظ اعتقادی با من در تضادن. من کمی به مسائل مذهبی گرایش دارم درحالیکه اونا دید منفی به این قضایا دارن. دوستانی هم که دوم براتون گفتم از نظر فکری با من اختلاف دارن. مثلا هیچ کدومشون علاقه ای به کتاب و فیلمای پیچیده ندارن و از اطلاعات عمومی پایینی رنج می برن. مثلا به یکیشون گفتم رضا یزدانی یه آلبوم داده که من ازش خوشم اومده. گفت رضا یزدانی کیه دیگه؟ گفتم همونی که برای فیلمای مسعود کیمیایی آهنگ خونده. گفت کیمیایی؟ نمیشناسم. گفتم بابا همون کارگردانه که حکم و محاکمه در خیابانو ساخته. گفت اسم این فیلمارو شنیدم. گفتم قیصر و گوزن ها هم که دیگه خیلی معروفه این یارو ساخته. گفت من اصلا فیلمای ایرانی نگاه نمی کنم و منم بی خیال معامله شدم کلا.

نمی خوام بگم آدم خیلی شاخی هستم و از همه بالاترم و پسر بیل گیتسم اما هنوز نتونستم دوست ایده آلم رو پیدا کنم. من از بچگی تا حالا دوست صمیمی نداشتم و عادت عجیبی به تنهایی دارم. حتی شده یکی دو ماه با کسی حرف نزدم اما زیاد دچار افسردگی نشدم. امام علی هم یه جمله ای در این باب گفته. که کسی ضعیفه که نتونه برای خودش دوستی پیدا کنه و از اون ضعیف تر کسیه که دوستاش رو هم از دست بده. به هرحال پسرا که نتونستن منو ارضا کنن ببینیم بقیه چیکار می تونن بکنن!

پی نوشت: اگه خیلی بیکار بودین و علاقه مند ، می تونین از لینکدونی سمت راست هم مستفیض بشین.

دیدگاهی بنویسید