خاطره های مُردمو زنده کن کِری!

بچه که بودم عمه ام هدیه ای بهم داده بود که یه گربه ی عروسکی رو کرده بودن تو گونی. بعد وقتی به گونی دست می زدی یکدفعه با شدت هرچه تمام تر به لرزه می افتاد و این صدا ازش خارج می شد:

کـــــِـــــر کِری کِری کِری کِری … کـــــِــــــر کِری کِری کِری کِری … بعد می گفت: علــــــــــــــی … علی هو ایز ده کت!

و این حرکات خیلی رعب آور بود.

پی نوشت: و این موضوع هیچ یادم نبود تا همین دیشب ساعت پنج صبح!

10 دیدگاه در “خاطره های مُردمو زنده کن کِری!

  1. منم داشتم ازینا.
    منتها یه چیز دیگه ای می گف.
    اول یه دور میو میو می کرد, بعد می گف کَت این دِ بَگ, کَت این دِ بَگ.
    دیشدین دیریرین دین.

    بعد فک کنم یه بار مامانم حس کرده بوده خیلی کثیفه انداخته ش تو ماشین لباسشویی.
    حیچی دیگه.
    به ملکوت اعلا پیوست محتویات گونی.

    راستی علی کی بوده که محتویاته هی صداش می کرده؟

  2. احتمالا واسه این بچه عربا سفارشی درست کرده بودن. هرچند اونا هم که اسم بچه اشونو علی نمیذارن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

@-: :wink: :twisted: :roll: :oops: :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :d :cry: :arrow: :?: ::-O ::) :-| :-x :-o :-P :-D :-? :) :( :!: