پسرخاله شدند

پسرخاله ام اومده بود خونه امون و داشت به کتاب های کتابخونه نگاه می کرد. یه دفعه برگشت گفت:

مهدی رو خیلی دوست داری؟

یا خدا، مهدی دیگه کیه. دوسِش دارم؟ من که مشکل اخلاقی نداشتم این چی میگه.

-: مهدی؟ مهدی کیه دیگه؟

-: مهدی دیگه… اخوان ثالث

-: جان؟

8 دیدگاه در “پسرخاله شدند

  1. شاید خودش مهدی رو دوس داشته… پیش پسرخاله تی مراقب خودت باش :-?
    مخصوصا حالا که کتاباشو توی کتابخونه ی تو پیدا کرده انگیزه ی قتلم داره تازه! :d

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

@-: :wink: :twisted: :roll: :oops: :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :d :cry: :arrow: :?: ::-O ::) :-| :-x :-o :-P :-D :-? :) :( :!: