یه بار تو تاکسی نشسته بودم، عقب، ته. بعد کرایه رو حساب کردم خواستم پیاده شم، اون دو تایی که سمت راستم نشسته بودن پیاده شدن تا منم پیاده شم. بعد من در سمت خودمو باز کردم پیاده شدم.
————————————————
رضا: شنیدی داف علیشمس، نیلوشمسه؟
من: آره بابا تازه فهمیدی؟
رضا: خب پس داف منم رضاشمسه
من: ای خـــــــاک تو سر …… بازت کنن. اصلا ببینم مگه تو داف داری؟ داشتنیه مگه؟
————————————————
بابام: یکی یه لیوان آب بهم بده جیگرم خشک شد
ایشون علاقه ی خاصی به ترکیب انواع ضرب المثل ها با همدیگه دارن.
هاهاها ! حالا من باید کلی قسم بخورم ک در سمت خودم باز نمیشه تا مردم یکم تکون بدن خودشونو :))
کاملن بابات درس بکار برده ! اونموقع جیگرش خشک شده بوده دیگه :دی
باز نمیشه؟ مگه پیکانه؟ الان همه ماشینا باز میشه دیگه.
بله درست بکار برده و حرفش درسته ولی دو تا ضرب المثلو با هم قاطی کرده.
چیزی نگفتم خب. فقط روایت کردم و خدا رو هم شکر می کنم
عاقا جان شما طوری میگی پیکان ک انگار سالهاست از پیکان استفاده ای نمیشه دیگه ! بنده هنوزم گاهی سوار پیکانهایی میشم ک درش باز نمیشه ! بععععله ! ^_^
بابا به یه سنی رسیده که میتونه جیگرش خشک شه… اینکه تو نمیتونی جیگرت خشک شه دلیل بر اشتباه پدر نیست.. خامی هنوز… میفهمی؟
ازونجایی که حس میکنم حرکتت توی اون تاکسی از قصد بوده منم بهت یه چی پیشنهاد میکنم در همون راستا… یه تاکسی که دو نفر عقب باشن و جلو خالی باشه نگه دار… در عقبو وا کن اونا خودشونو بکشن کنار بعد درو ببند بشین جلو! و من الله توفیق… ببینم چیکار میکنیا!
خیلی هم خوبه. کلی نوستالژی توشه. فقط یه چند دقیقه عذاب می کشیم.
من نگفتم اشتباس. ولی نداشتیم همچین چیزی آخه.
وقتی پیاده می شدم دیگه مسافرا رو نمی دیدم. اینطوری که میگی چطور یه ربع بیست دقیقه تحملم کنن؟
کارتون موقع پیاده شدن از تاکسی عالی بود

+معلوم نیست بعد پیاده شدن چیا که بهتون نگفتن
اتفاقا از اینکه کارشون سه ثانیه زودتر تموم شده باید سپاسگزار هم باشن.