کلا آدمی هستم که کم سوتی میدم و اگر هم سوتی بدم خیلی معمولی و کوچیکه. شاید چون روابطم زیاد نیست و دلمشغولی هام کمه و اغلب تمرکزم رو حرف زدن رو حفظ می کنم. حالا دیشب می خواستم به یکی از دوستام اس ام اس بدم که اگه میخوای کفش بخری فردا بریم. بعد بخاطر همنامی، اشتباهی فرستادم واسه پسرخاله م که پنج سال ازم بزرگتره و دوران بچگی ارتباطمون بیشتر بود ولی حدودا ده سالی میشه که تقریبا هیچ ارتباطی با هم نداریم و چند سالی هم هست که ازدواج کرده.

به محض اینکه اس ام اس رو فرستادم، فهمیدم اشتباه کردم و چنان اعصابم خرد شد که با مشت می کوبیدم روی پام و می گفتم: اه اه اه … . بلادرنگ یه اس ام اس براش فرستادم و خودم رو معرفی کردم و معذرت خواستم و گفتم اشتباه فرستادم. اما همچنان عصبانی ام چون جوابمو نداد مرتیکه و حقشه یه اس ام اس بدم بکشمش به فحش تا بفهمه زن گرفتن یعنی چی. حالا خوبه زنش همچین چیزی هم نیستا، من خودم میرم زن می گیرم از هر پنجه ش یه آفتاب بریزه. گفتم به پدر که قرص قمر داشته باشد.
به امید آن روز … ایــمیــــــن


