معرفی فیلم Annie Hall

دیشب یه مقدار خوابم میومد و می خواستم دیگه کم کم بخوابم اما از اونجایی که خیلی بدخوابم و یه چند ساعتی باید وول بخورم تا خوابم ببره ، گفتم به توصیه ی متخصصا گوش کنم و برم دوش بگیرم. بعد از اینکه از گرمابه برگشتم دیدم که ای بابل! من چرا انقدر اکتیویتیم زده بالا پس؟ خلاصه تصمیم گرفتم فیلم ببینم . دیدم اگه بخوام آواتارو ببینم تا سحر باید بشینم پاش ، واسه همین گشتم دنبال یه فیلم کوتاه تر تا اینکه به آنی هال رسیدم . آنی هال یکی از بهترین فیلمای وودی آلنه و سال ۱۹۷۸ برنده ی جایزه ی اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر زن و بهترین فیلمنامه شده . این یعنی اینکه فیلم شاخیه پس گشتم دنبال زیرنویسش و با کلی زحمت (به علت بستن پورتا) تونستم زیرنویسشو دانلود کنم .

فیلم محصول سال ۱۹۷۷ به کارگردانی وودی آلن و بازی خودشو دایان کیتونه . این اولین فیلمی بود که از وودی آلن می دیدم و می دونستم که کارگردان صاحب سبکیه و می خواستم یه سبک جدید رو هم تجربه کنم . از همون اولش کاملا مشخص بود که فیلم دیالوگ محوره و برای دیدن اینجور فیلما با زیرنویس باید خودتو سرویس کنی تا هم سکانسا رو از دست ندی و هم بتونی داستانو با زیرنویس دنبال کنی . همینطوری زرت و زرت زیرنویسا می رفتن و فرصت نمیذاشتن تا ته بخونمشون . یکی دو بار هم فیلمو زدم عقب تا زیرنویسو تا آخرش بخونم . سبک فیلم کمدیه عاشقانه اس . البته چون شوخیا و نمک ریختناش هم دیالوگ محوره ، زیاد نباید به خندیدن پای فیلم امید داشت .

داستان از این قراره که یه مردیه که با زنا مشکل داره و تا حالا دوتا زن گرفته و ازشون جدا شده . برحسب اتفاق با یه دختری آشنا میشه و دختره کم کم از یارو خوشش میاد . مرده یکی از کمدینای معروفه که تا یه کلمه میگه کل ملت می ترکن از خنده اما به شخصه موقع دیدن فیلم قیافه ام همینجوری مونده بود  :| . یه مدت با هم خوشن و می گردن و حال می کنن و بیشتر سکانسای فیلم هم روی تخت یا کنار تخت میگذره . حالا آخرشو تعریف نمی کنم ولی داستان فیلم همینیه که براتون تعریف کردم . منتظر داستان پیچیده ای بودین؟ زرشک!

برام خیلی عجیبه که چنین فیلمی چطور این همه جایزه برده . شایدم من مشکل دارم و نتونستم معنای ژرف فیلمو درک کنم . اما حدس می زنم این جایزه ها و سرصداها بخاطر حمایت شدید فیلم از یهودیا باشه وگرنه نه فیلمنامه ی خیلی خدایی داره و نه بازیگرای خیلی تپلی . میگن فیلم فیلسوفانه اس. نمی دونم پشت سر هم ور زدن و آسمون ریسمون بافتن و مخ این دخترو و اون دخترو زدن کجاش فیلسوفانه اس؟ طرف میره هر وقت دلش خواست یه دختر تور می کنه یه مدت باهاش حال می کنه بعدش زده میشه میره دنبال یکی دیگه ، اون وقت میگن تو ارتباط با زنا مشکل داره. اگه اون مشکل داره پس من چی دارم که کلهم اجمعین فقط یه ساعت با دخترای غریبه صحبت کردم تو عمرم . والا . ملتو خر گیر آوردن انگار . دیگه وسطای فیلم می خواستم … می خواستم … دقیق نمی دونم می خواستم چیکار کنم ولی خیلی رو اعصاب بود . بشینیم جراحت ببینیم سنگین تره به خدا .

دیدگاهی بنویسید


موی بلند ، روی سیاه

آخر هر شکستی ، تلخی و رنج و درده ، یه زخم موندگاری ، رو تن و روح مَرده ، باختن تو این زمونه ، از مردنم بدتره ، هرکی میخواد ببازه ، بازیچه شه بهتره ، هرکی که باخت تمومه ، ناک اوت میشه می میره ، ننگ شکستشم هم ، پاک نمیشه نمیره ،  تو بازیای دنیا ، خدا فقط قاضیه ، یه داور بی طرف ، این رسم هر بازیه ، من نمی خوام ببازم ، زورم نمی رسه خب ، از قدرت رقیبم ، تو بُهتم و تعجب ، شکست و باز شکستی ، ثبت شده توی عمرم ، من که یه عمری مدام ، تو سجده سر به مُهرم ، تو لحظه ی شکستم ، دلم خدا رو می خواست ، زندگی سخته اما ، نگار من چه زیباست !

خب من زین بعد سعی می کنم هفته ای یه بار خدمت برسم و مروری داشته باشم بر اخبار . دیگه زیاد شکسته نفسی نکنم و بریم سر اصل مطلب .

مهمترین اخبار هفته ی گذشته مربوط به جام جهانیه . خب همونطوری که دیدید گاوبازا یلخی یلخی قهرمان جهان شدن و پرچم کاتالونیا رو بوسه بارون کردن . ما به این چیزا کاری نداریم . بحث ما درباره ی اون هشت پای اسکوله که دوتا جعبه میذارن جلوش و اونم یه ملتی رو میذاره سرکار . به عقیده من اینا همه کار استکبار خونخواره و لیبرالیسم جهانی برای پیشبرد مقاصد شومش از هیچ ترفندی فروگذار نخواهد بود . این بازیای فوتبال هم جز خیمه شب بازی نیست و نتایج بازی ها رو سیاستمدارای کثیف و چرک از قبل تعیین می کنن . ای لعنت به تو استکبار ! ای بلاتر ! ای پل ! ای هاوارد وب ! ای خالد بولهروزگجخف !

خب حالا میریم سراغ اخبار داخلی . میگن که یه همایشی برگزار کردن برای موی آقایون . یه چندتام مدل دادن که یعنی اینا با فرهنگ ما سازگاره و آرایشگرا این ریختی موها رو کوتاه کنن . حالا من هرچی نیگا می کنم مدل موی خودمو پیدا نمی کنم . حقیقتش من میرم سلمونی ، یارو آرایشگره میگه چطوری کوتاه کنم داداش ؟ میگم بزن بره دیگه . و اونم با موزر مثل گوسفند همه ی پشمامو می چینه . یادمه قبلترها که طفیلی بیش نبودم با بابام می رفتم آرایشگاه . بعد اون زمانا من دوست نداشتم کچل بشم ولی بابام خیلی دوست داشت من کچل باشم . واسه همین رفتیم تو آرایشگاه و من رو صندلی نشستم . بعد آرایشگره گفت چطوری بزنم ؟ بابام گفت محصلی درحالیکه با انگشتاش عدد چهار رو نشون می داد و من از تو آینه این حرکتشو دیدم . خلاصه­ اش هیچ نگفتم تا اینکه کار تموم شد و از آرایشگاه اومدیم بیرون . خب صدالبته که من بچه لوس و بدعنقی نبودم اما بابام مجبور شد یه اسباب بازی ای ماشینی چیزی برام بخره تا من راضی بشم . الانم میخوام مدل موهامو عوض کنم ولی مدلی که به موهام بخوره پیدا نمی کنم. تو این مدلایی هم که تو این همایشه ارائه دادن چیز دهن گیری پیدا نکردم . قبلا هم که همش برای خانوما بود . از انواع و اقسام مانتو و روسری و چادر بگیر تا سایر مخلفات . الانم این مجری خوشگل برنامه تازه ها – آزاده نامداری – چادر قهوه ای پوشیده مثلا مد کنه ارواح خیکش .

البته چند روز پیش بالاخره از لباس ویژه ی بانوان فوتبالیست هم رونمایی شد که معاون بانوان سعیدلو خیلی شاکی شده و زده هرچی ظرف و کاسه بشقاب بوده شیکونده . یه چیز تو مایه های خسرو شکیبایی تو اون فیلمه که زد هرچی رو میز بود پوکوند . حالا من یه عکس از این لباس براتون میذارم تا خودتون قضاوت کنین هرچند که همه چیز از چشمای مظلوم این دخترا مشخصه . البته عکس از جلو هم داشتن که برای تحریک نشدن آقایون از قرار دادنش صرف نظر کردم .

و اما خبر آخر . حدود سه سال پیش لیندسی لوهان درحالیکه مست بوده با یه بنده خدایی تصادف می کنه و دادگاه هم جریمه اش می کنه و میگه باید تو کلاسای ترک الکل شرکت کنی . اما لیندزی کلاسا رو می پیچونه و با بریتنی و پاریس هیلتون میرن صفاسیتی . حالا دادگاه هم شستش خبردار شده و به ۹۰ روز زندان محکومش کرده . این لیندزی ما هم تو دادگاه های های زده زیر گریه و سیل اشک و آه و عکس پاره ی تو و من راه انداخته . حالا اینا هیچی ، چه آدم بیکاری بوده که قبل از دادگاه رفته از این لاک خوشگلا زده . ناخوناشم کوتاه کرده . مرتیکه ی هیز دیلاق هم خجالت نمی کشه درباره ی ناخون ناموس ملت نظر میده . البته من و لیندزی یه جریاناتی با هم داریم که بعدا خدمتتون عرض خواهم کرد .

در آخر پست رو با یه جمله ی قشنگ به پایان می برم . تا عاقلان راهی‌ برای خندیدن بیابند دیوانگان هزار بار خندیده اند . البته منظور از عاقل خودم نیستما . و منظور از دیوانه هم شما نیستین . همینطوری یه چی گفتم دور هم خوش باشیم .

دیدگاهی بنویسید