آی اَم ساری، کوفت کاری

دیروز دختر همسایه اومده دم در میگه: ببخشید کاری دارین؟

گفتم: شما اومدی در خونه امون زنگ زدی بعد من کار دارم؟

گفت: نه بابا آی کیو منظورم اینه که ادویه کاری دارین؟

-: کاری چی هست دیگه؟

-: برو بابا کاری یه جور ادویه اس دیگه.

و گذاشت رفت. نذاشت ازش بپرسم ادویه چی هست حالا؟

پی نوشت ۱: هردفعه از مامانم می پرسم ادویه چیه با عصبانیت میگه همونی که می ریزن تو غذا دیگه. خب تو غذا کلی چیز می ریزن. سبزی می ریزن، گوشت، برنج، نمک …

پی نوشت ۲: البته این ماجرا نتیجه ی آمیزش تخیل من و استتوس یکی از دوستان بود. حالا شانس منه یه پیرمرد چاق داغون میاد دم خونه ازم پیاز بگیره. دهنش هم بوی سیر میده.

دیدگاهی بنویسید
  • صفحه 2 از 2
  • >
  • 1
  • 2