دختری که تاریخ فلسفه ی غرب برتراند راسل رو بخونه که دختر نیست که…
زن زندگیه، عشقمه جونمه عمرمه سهممه دنیامه همه چیز و همه کسمه … (یکی بره فیوزو بزنه)
پی نوشت: همونطور که قبلا گفتم، من مرض کتاب خره دارم و کتاب که می بینم نمی تونم نخرم. می خواستم از یکی از دستفروش ها کتاب هفتصد هشتصد صفحه ای تاریخ فلسفه ی غرب رو بگیرم که یه دختره درحالی که چندتا کتاب دیگه هم دستش بود، سریع برداشتش و سی چهل تومن برای جیب من صرفه جویی کرد. از این فداکاریش اشک تو چشام حدقه بست
.
