میگم این خانومای دوبلور که جای زن های زخمی توی فیلم حرف می زنن از اینکه آه و اوه و آی و وای می کنن خجالت نمی کشن؟ جلو همکاراشون؟
دیدگاهی بنویسیدپیامگیر ایرانسل
تماس شما به سرویس پیامگیر صوتی منتقل می شود …
پی نوشت : جمله ای که بیشترین بار تو زندگیم شنیدم.
دیدگاهی بنویسیدحمیرا
خدایا من از تو ، شوهر نمی خواهم
متاع دنیا و ، گوهر نمی خواهم
فقط به لطف بی کرانت به من عطا کن یه بی اف ماهر ، ای خالق قادر!
پی نوشت: خدا وکیلی جابجایی قافیه ها رو داشتین؟
دیدگاهی بنویسیدسه حکایت (قسمت چهارم)
اون : سلام
من : سلام
اون : خوبی؟
من : نه ، فقط تو خوبی.
————————————————————
اون : اِ ؟ کتابو تا آخر نخون ، منم میخوام بخونم.
————————————————————
اون : خدافظ بچه ها
– : خدافظ. از پیاده رو برو .
– : رسیدی زنگ بزن.
– : نامه بفرست.
– : پول مول داری جیبت؟
– : بابا رو ببوس.
– : نیوفتی تو جوب.
– : از خودت نگهداری کن.
– : میوه زیاد بخور.
دیدگاهی بنویسیدسه حکایت (قسمت سوم)
من : کاش همون موقع به حرف بابام گوش می دادما …
اون : خب ، چی می گفت؟
من : چه می دونم چی می گفت. من که گوش نمی دادم.
————————————————
من : فردا صبح ساعت ده بریم یونی درس بخونیم؟
اون : اوکی من میام.
… ساعت هشت صبح فردا …
اون (اس ام اس) : آقا شرمنده واسمون مهمون اومده نمی تونم بیام.
————————————————
همون (اس ام اس) : آقا ، ولی زاده می رید؟
من (اس ام اس) : اگه نمیرید که می ترکید.
دیدگاهی بنویسیدسه حکایت (قسمت دوم)
اون : این پروژه رو برات تو سی دی میل کنم؟
من : نه ، تو بشقاب میل کن.
———————————————————–
-: در بیت زیر چه آرایه ای وجود دارد؟
…
-: آرایه ادبی
———————————————————-
دختر : ببخشید شما با استاد میرروشندل کلاس دارین؟
من : نه ندارم.
دختر : خب استاد امروز نمیاد.
دیدگاهی بنویسید